دوشنبه ی قشنگ

بعضی وقتا اگه بعضی چیزا تکرار میشن شاید واسه اینه که اونچیزی که دفعه قبل باید میفهمیدی رو نفهمیدی.

همه چیز خیلی سریع داره میره جلو ولی اونچیزایی که من دنبالشم شاید...یه کم بیشتر وقت میخواد



شب سه شنبه بارمو بسته بودم..قولشم گرفته بودم..منتظر بودم..مردن همچین حس بدی هم نداشت! ولی

اومد گفت هنوز وقتش نرسیده..!!!


تجربه ی قشنگی بود

اروم بودم

خوشحال

به هیچی فکر نمیکردم..

اما

نشد:(


صبح وقتی دیدم هیچ اتفاقی نیافتاده فهمیدم قضیه چیه

یه نگاه به دور اتاقم انداختم

کم کم همه چی یادم افتاد

هرچی رو دیوار بود کنده بودم

لباسامو جمع کرده بودم

مدالو  ای دی کارتو عکسا و همه ی اون بخش خوبشو گذاشته بودم یه کنار..

.....................................................................................

هنوزم اتاق همون شکلیه


my mind is goin wrong

is there any real obligation to write any thing here?!!!! 

      

would u tell me 

if there is any..! 

فرسایش۲

داغونم

دلم میخواد هرچی فحش بلدم نثار زمین و اسمون کنم

امروز پکیدم

 کم اوردم


اعصابم داغونه

اصن همه چی

همه چیم

اگه این حس لعنتی تو وجودم نبود و هی وقت و بی وقت یادم نمیاورد که تو این زندگی کوفتی تا حالا کم نجنگیدیو  هر چیم که جلو روت بیاد تو بازم میتونی گلیم خودتو از اب بکشی بیرون صاف همینجا میمردم..

این چند روزه به خاطر برنامه و انتخاب واحد ترم اخری که به سلامتی میخوام از این خراب شده برم اعصابمو به فنا دادن. اینقد که با این کارشناس احمق نفهم که انگار با من کج افتاده بگو مگو کردم که ...

دیگه نمیتونم حرص بخورم

تازگیا اینو فهمیدم

دیگه توان حرص خوردن ندارم




انگیزه ای ندارم واسه این زندگی

نه من میخام درس بخونم

نه ورزش کنم

نه کار کنم


پاش  که بیفته از همه چیم راحت میگذرم



منو راحت میکنی ؟

اگه التماست کنم چی؟

میذاری که دیگه مدام تصویرای تکراری رو نبینم؟

میذاری که دیگه فکرای تکراری نکنم؟



اگه تو یه لحظه همه چی تموم بشه

همون چیزی که همیشه فکرشو میکردم

فنا

اونوقت من به اروزی بچگیهام میرسم

زندگیمو میذارم واسه اونی که باید زندگی کنه


اتنای پائولو کوئیلو اعصابمو خورد کرد

به نظر من اون اصلا یه قهرمان نبود

لیاقت قهرمان بودنو نداشت

قهرمان داستان همون پیرمرد صحرا نشین بود

پائولو زیادی بزرگش کرده بود

اتنا بهانه اش بود شاید واسه ی دورانی که خودش شیطان پرست بوده

همیشه ادما وقتی میخوان کارشونو توجیه کنن اونو یه جور دیگه جلوه میدن....



تو اهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم

صدایی تو جهانم نیست

فقط تصویر میبینم

یه حسی از تو در من هست

که میدونم تو رو دارم

واسه برگشتنت هر شب

درا رو باز میذارم




پ.ن۱: این اهنگه رو  صرفا به خاطر شماره کدش انتخاب کردم که با شماره پیرهنم و پیرهنش یکیه! فک کنم قابل تحملتر از بعضی اهنگای دیگس! 

پ ن۲: الان که یه چندساعتی گذشته حقو دادم به خودم و با اون مساله شماره یک کنار اومدم و یه کم حرفه ای تر فکر میکنم.