این هم قولی که به پندار داده بودم:
خانم خانم حق داری
زلف معلق داری
خانم بیا به پیشم
خودم فرنگی میشم
فرنگی و نسارا
خانم بفرما بالا
من دختر رئیسم
من اینجا وای نمیسم
کفش دورنگی میخوام
چادر برقی میخوام!
مرتیکه غروم ساق
صد و سی سالشه
ریش پریشونش پس شالشه
یه زن داره
دو زن داره
بازم میگه من زن میخوام
واسه ی پیدا کردن این شعرا دنبال دفتری رفتم که کلی وقت بود از چشمم دور مونده بود!
هرچند کامل نیست ولی همین دوتا هم خودش کلی نکته کنکوری داره! والا!!:))
یکم هم دیر شد...معذرت
پستش کردم
کاری که فک نکنم تو واسه ی کسی بکنی!!!
promise u will stay with me
or u dont have to ask me
u know u r all that i live for
u know i die just to hold u
stay
and somehow i will show u
that u r my night sky
i will always be right behind u
now i will always be right beside u..
به قول گوگوش اوانه سنس هم بعضی جاها تحریرهای قشنگی داره
من این اهنگو تقدیم میکنم به چشمایی که روز قبلش من میدیدمشون
و روز بعدش از زیر اسمونی که پر از برگ های بید مجنون بود و شاید از پشت عینک سبزی خودشو به سیاهی باخته بود..
ur eyes r so blue
i can not go away
as we lay in the stillness
but u know
there was no sweet wisper...:(
they soon get tired of each other
i really dont know why
the reason that comes again and again
i said it before
for so many times
some times i lose my certainty
i didnt ask u to come to my life
i wished for the moment
but i lost my faith to u
still i dont realize why
u dont get off me....