seekin for my moment

به من نگاه کن 

من همونیم که همیشه میخواستی 

به چشمام خیره شو 

میدونم که برق چشمام کورت میکنه 

سرتو بگیر بالا 

تا ابد خیره شو بهم 

اونوقت میفهمی 

همه چی رو اروم اروم میفهمی  

از زیر پوستت رد میشه 

میرسه به قلبت 

تک تک مویرگای مغزت حس منو میفهمه 

اونوقت با هم یکی میشیم 

اونوقته که منم نگات میکنم 

خیره میشم تو چشمات 

همونی رو میبینم که همیشه دلم میخواسته  

دیگه هیچ فاصله ای نیست 

هیچ فاصله ی سفیدی نیست 

no sunless sea 

 

...... 

تا 27 بهمن وقت دارم 

میخوام روزای قبل کنکورمو تکرار کنم 

من عاشق اونروزامم 

من میمیرم واسه هیجان 

واسه حس زیرپوستی لذتی که اروم اروم پرم میکنه 

من حتما قبول میشم 

حتی اگه فقط 21 روز وقت داشته باشم 

 

love 

devotion 

feeling 

that would be the return to yourself 

رضایت!

کتابخونه 

( استثنائا هما) 

ناهار 

دومیدانی 

کتابخونه 

 

و دیگر هیچ 

 

حسی که با دویدن دارم یه جور دیگست! 

 

پائولو کوئیلو یه حرفی زده بود توی ۱۱ دقیقش که خیلی فیلسوفانه بود 

دیده بودمش ولی نمیدونستم چرا !!! 

حالا نمیدونم خودش بهش رسیده یا بر اساس تحقیقات بوده! 

درمورد مردا و ورزش... 

پائولو جان لطفا منو هم بذار تو همین دسته !