جمعه

امروز بعد کلی وقت یه کم تو خونه کار کردم!! 

مامان اینا همه رفتن تو باغ و من موندم تو خونه! 

نمیدونم چرا نرفتم 

بذار برن خوش باشن 

احتیاج دارم یکم فکر کنم 

تمرکز کنم 

با خودم کنار بیام 

همش هفت جلسه دیگه تمرین داریم و بعدش میریم 

دلم روشنه 

میدونم با اینکه تیمای قو ی ای دارن میان ولی ما هم دس کمی نداریم از اونا 

...... 

همه چی امن و امانه 

دلم میخواد برم یه مسافرت دو هفته ای 

گور بابای فوق لیسانس 

دلم نمیخواد به هیچی فکر کنم 

خدایا کمکم کن نتیجه ی این همه زحمت و رفت و امدو ببینم 

من میخوام بدرخشم 

محکم 

قوی 

سرعتی 

تکنیکی 

هندبالی

این داستان:اقای تیم ملی!!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.