صدای کارنیوال او راست رو میذارم روی والیم اخر
میدونم چیزی که میخونه یه ذره با خود من جور در نمیاد
اما صداش میچسبه به همه ی وجودم و روحمو میکشه تو خودش و من دیگه به هیچی فکر نمیکنم
حتی به ترسم
حتی به چیزایی که دیشب اتفاق افتاد
دیگه به اون درسای تلمبار شده تفم نمیندازم
اگه میتونستم پا میذاشتم روی این خوره های روحم
که از اولش اروم اروم اومد زیر روحمو کم کم خودشو بالا کشید
و حالا که بیست و دو سالمه منو محکم تو مشتش گرفته و نمیذاره بیرونو ببینم
کورم کردو رسمو کشید
و داستان من و زندگیمو تغییر داد
زندگی توی ...و ناتوانی توی گرفتن حقم
میخوام که نشون ندم که چقدر متنفرم از اینکه صبح پاشم و اولین چیز تاریخ موبایلمه که یکی یکی هر صبح یه خط میندازه روی چوب زندگیم .
میخوام طغیان کنم
دیوارارو خراب کنم
از ته دلم نعره بکشم و خودمو خالی کنم
میخوام همه ی دنیا رو زیر پاهام ویرون کنم
میخوام تلافی این بیست و دو سالو سر دنیا در بیارم
دنیای دروغ
حالت خوب به نظر می رسه، و این خوشحالم می کنه