world of lies

صدای کارنیوال او راست رو میذارم روی والیم اخر

میدونم چیزی که میخونه یه ذره با خود من جور در نمیاد

اما صداش میچسبه به همه ی وجودم و روحمو میکشه تو خودش و من دیگه به هیچی فکر نمیکنم

حتی به ترسم

حتی به چیزایی که دیشب اتفاق افتاد

دیگه به اون درسای تلمبار شده تفم نمیندازم

اگه میتونستم پا میذاشتم روی این خوره های روحم

که از اولش اروم اروم اومد زیر روحمو کم کم خودشو بالا کشید

و حالا که بیست و دو سالمه منو محکم تو مشتش گرفته و نمیذاره  بیرونو ببینم

کورم کردو رسمو کشید

و داستان من و زندگیمو تغییر داد

زندگی توی ...و ناتوانی توی گرفتن حقم

میخوام که نشون ندم که چقدر متنفرم از اینکه صبح پاشم و اولین چیز تاریخ موبایلمه که یکی یکی هر صبح یه خط میندازه روی چوب زندگیم .  

میخوام طغیان کنم

دیوارارو خراب کنم

از ته دلم نعره بکشم و خودمو خالی کنم

میخوام همه ی دنیا رو زیر پاهام ویرون کنم

میخوام تلافی این بیست و دو سالو سر دنیا در بیارم

دنیای دروغ




نظرات 1 + ارسال نظر
پندار پارسا دوشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 18:08 http://px.blogfa.com/

حالت خوب به نظر می رسه، و این خوشحالم می کنه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد