اخ دیروز چقدر خوش گذشت
بعد چند وقت دوباره رفتم هندبال و کلی تمرین کردیم..با اینکه دستم هنوز مصدوم بود ولی سعی کردم بهش فکر نکنم.بعد دیدم چقدر با اخرین باری که اومدم تو این سالن تمرین کردم فرق کردم..چقدر خوب شدم..چقدر نزدیک شدم به اون خود ارمانیم..چقدر طرز فکر الانمو دوست دارم..البته هنوز اون چیزی نیست که ارزوشو دارم ولی بازم لطف خدا بوده که تا اینجاشو اومدم..امیدوارم بازم کمکم کنی...
فعلا حسابی سرم شلوغه ..هم توی اموزشگاه درس میدم ...هم درسای دانشگام هست ..هم ورزشم...اوووووووووووووههههههههه.یکی منو بگیرههه