بازی

خیلی عجیبه..بعضی وقتا که بهش فکر کنی میبینی توی یه بازی واقعا پیچیده ای... کاش این همه که دنیا داره ما رو بازی میده ما میتونستیم بازیش بدیم...گیج شدم..دیگه فرق بین خوب و بد رو نمیفهمم..دیگه نمیدونم چی ارزشه چی نیست..کاش منم مثل دنیا بودم.. 

این چند وقته دوباره مجبور شدم برم میون بازی..خواستم بکشم کنار ولی نشد..امیدوارم همه چی به خیر بگذره..

نظرات 1 + ارسال نظر
دختر بندر جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 20:32 http://dokhtebander.blogsky.com

حرف دل من بود تک به تک نوشته هات .
ممنون حداقل یکی پیدا شد که چیزی رو که من میگم اونم بگه .
با وبلاگت کلی کیف کردم .
بازم سر می زنم و با اجازه لینکت می کنم .
یا حق .......

قربون محبتت .معمولا ادمایی که زندگیشون یا دغدغه هاشمن مثه همه حرفای دلشونم مشترکه.منم کلی خوشحال شدم که وبلاگمو دوست داشتی.حتما بیا از اینورا خانوم گل.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد